استاد راهنما:
دکتر سیدرضا هاشمی
استاد مشاور:
دکترفخرالدین معروفی
سال تحصیلی 92-1391
برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
فهرست مطالب
عنوان صفحه
1-3)اهمیت و ضرورت انجام تحقيق 5
1-4)اهداف مشخص تحقيق (شامل اهداف كلي، ويژه وكاربردي): 7
1-5) بيان متغيرهاي مورد بررسي در قالب یک مدل مفهومی 7
1-7)شرح كامل روش تحقیق بر حسب هدف، نوع دادهها و نحوه اجراء 9
1-9)روشها و ابزار تجزيه و تحليل دادهها 9
1-10)تعريف نظري وعملياتي مفاهيم ومتغيرها 10
1-10-1-1)مدیریت زنجیره تأمین: 10
1-10-1-5)برنامهریزی فروش و عملیات اجرایی: 10
1-10-1-6)حمایت از مدیریت تقاضا: 11
1-11-2-5)برنامهریزی فروش و عملیات اجرایی: 12
1-11-2-6)حمایت از مدیریت تقاضا: 13
ادبيات ومباني نظري وتجربي تحقيق
2-2-2-1) تاريخچه مديريت زنجيره تامين 18
2-2-1-2) فرایندهای اصلی مدیریت زنجیره تأمین: 18
2-2-1-3) عملکردهایی برای مدیریت در برابر چالشهای زنجیره تأمین: 30
2-2-3-1) اهمیت بخشبندی بازار 40
2-2-3-2) مبنای بخشبندی بازارهای مصرف 41
2-2-3-3) معیارهای تقسیم بازار مؤثر 43
2-2-5) برنامهریزی فروش و عملیات 57
2-2-6)رویکرد برنامهریزی سود، فروش و عملیات 58
2-2-7) حمایت از مدیریت تقاضا 59
3-2) روش نمونه گيري وحجم نمونه 76
3-4) نحوه امتيازبندي پرسشنامه: 79
3-6)روشها و ابزار تجزيه و تحليل دادهها 82
4-2-1) ويژگيهاي جمعيت شناختي نمونه آماري 88
4-2-5) توزیع فراوانی تحصیلات 90
2-10)بررسی نرمال بودن داده ها 91
4-3-2) آزمون هم خطي بودن ارتباط ميان متغيرها و برازش مدل رگرسیونی: 95
4-3-3)مدل برازش داده شده(پیشنهادی): 100
5-2-2) نتایج آزمون فرضیات تحقیق 118
5-3-1) مقايسه نتايج تحقيق با تحقيقات قبلي 121
5-4)پيشنهادات براي تحقيقات آتي: 122
چكيده:
توانایی دریافت و تحویل به موقع تقاضای مشتریان در دنیای رقابتی امروز یک نگرانی عمده برای همه صنایع میباشد، بهویژه اینکه در دهه گذشته با ورود شرکتهای بسیاری به عرصه رقابت، مدیریت تقاضا به یک دوره جدید وارد شده است. مدیریت تقاضای مشتریان یکی از مسائل معاصر است که در تلاش برای اثربخشی زنجیره تأمین مورد بحث قرار گرفته است و منظور ازمدیریت تقاضا میتواند بهصورت قابلیت شرکت برای فهم الزامات و تقاضای مشتری و تعامل آنها در مقابل قابلیتهای زنجیرهی تأمین تعریف و تفسیر شود. و ذکر این نکته ضروری است که مدیریت تقاضا مکمل کنندهی مدیریت توزیع میباشد و مدیریت تقاضا در پی این است که کالا را با توجه به هر شرائط زمانی و با کیفیت مناسب و با حداقل هزینهی تمام شده به دست مصرف کنندهی نهایی «مشتری» برساند. به عبارت بهتر مدیریت تقاضا در زنجیرهی تأمین هدف خود را «رضایت مشتری» و ایجاد انعطافپذیری و نوآوری در سازمان میداند. پژوهش حاضر مدیریت تقاضای مشتریان در زنجیره تأمین شرکتهای صنعتی تولید کننده و توزیع کننده در استان کرمانشاه و عوامل مؤثر بر آن را در میان شرکتهای صنعتی تولیدکنندگان و توزیع کنندگان در زنجیرهی تأمین استان کرمانشاه مورد مطالعه قرار داده است که تعداد آن 795 شرکت میباشد و جامعهی آماری ما را تشکیل میدهند. تحقیق بهصورت پیمایشی صورت گرفته و حجم نمونه نیز از طریق فرمول کوکران که 384 شرکت میباشد بهدست آمده است. با توزیع پرسشنامه در میان این 384 شرکت از شرکتهای صنعتی تولید کننده و توزیع کننده در استان کرمانشاه دادههای تحقیق بهدست آمده است. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان تأیید و پایایی آن از طریق تکنیک آلفای کرونباخ تأیید شده است. برای تحلیل دادههای پرسشنامه از دو نرم افزار SPSS و آموس استفاده شده است. نتایج آماری بصورت آمار توصیفی و آمار تحلیلی ارائه شده است. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش مشخص کرد که عوامل بخشبندی، حمایت از مدیریت، پیشبینی و برنامهریزی عملیات و فروش به ترتیب بیشترین اثر را داشتند.
واژگان كليدي: زنجیره تأمین، مدیریت تقاضا، پیشبینی، بخشبندی، حمایت از مدیریت، برنامهریزی فروش و عملیات
فصل اول
كليات تحقيق
1-1)مقدمه
مشتريان، امروزه، كليد موفقيت تجاري محسوب مي شوند.
با تشديد رقابت در تجارت و تغييرات سريع تكنولوژيكي و نيز افزايش قدرت وحق انتخاب مشتريان، موفقيت از آن شركتهايي خواهد بود كه قادر باشند بهنحو شايستهتري انتظارات و ارزشهاي مورد نظر مشتريان را درك و شناسايي كرده و بهنحو مطلوب به آنها پاسخ دهند (وانگ[1]، 2007.(
در گذشته، مشتريان بهندرت خواهان يا قادر به دست کشيدن از محصول يا برند مصرفي خود بودند؛ امّا امروزه در قرن بيست و يکم، اين موضوع تغيير يافته است. شرکتها و برندها در بازار امروزي با خصومت با يکديگر به رقابت ميپردازند؛ تا جايي که”حفظ سهم بازار” امري بسيار مشکل بوده و “بدست آوردن سهم بيشتر”غيرقابل تصور مينمايد (کينينگهام، واورا، آکسوي و هنري[2]،2005).
در سالهاي اخير شرکتهای زيادي به عرصه رقابت در شرکتهای صنعتی تولید کننده و توزیع کننده کرمانشاه وارد شدهاند و همچنین با ورود تجهیزات و تکنولوژی جدیدو تولید محصولات جدید، شرکتها نه تنها جهت جذب مشتريان جديد كه حتي در حفظ مشتريان فعلي و وفادار خود با چالشي جديد روبرو شدهاند.
در اين پژوهش تلاش ميشود با توجه به اهميـّت مشتـريان در شرکتهای صنعتی تولید کننده و توزیع کننده به بررسي مفهـوم “مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین” پرداخته شود، به بيان ديگراين موضوع بررسي ميشود كه چه عواملی باعث افزایش بهبود عملکرد مدیریت تقاضا در شرکتهای صنعتی تولیدکننده و توزیع کننده استان کرمانشاه ميشود.
1-2)بيان مسئله پژوهش
امروزه مدیریت زنجیره تأمین به عنوان یکی از منابع زیرساختی پیادهسازی کسب و کار الکترونیک در دنیا مطرح است. از اوایل دهه60 به بعد، خواست مشتری بر کیفیت بالاتر و خدمترسانی سریع موجب افزایش فشارهایی شد که قبلاً وجود نداشته است. برایناساس فعالیتهایی نظیر برنامهریزی عرضه و تقاضا، تهیه مواد، تولید و برنامهریزی محصول، خدمت نگهداری کالا، کنترل موجودی، توزیع، تحویل و خدمت به مشتری اینک به سطح زنجیره عرضه انتقال پیدا کرده است. مسأله کلیدی در یک زنجیره تأمین، مدیریت و کنترل هماهنگی تمامیاین فعالیتهاست.
رقابت بیامان در بازارهای جهانی امروزی، عرضه محصولات تازه با حضور کوتاه در بازار و اوج گرفتن انتظارات مشتریان، بنگاههای کسب و کار را به سرمایهگذاری و تمرکز بر زنجیرههای عرضه خود وادار نموده است. رقابت در کسب و کار امروز دیگر میان تکتک شرکتها نیست بلکه میان زنجیرههای تأمین اتفاق میافتد. مدیریت زنجیره تأمین به ابزاری استراتژیک برای شرکتها تبدیل شده تا بتوانند کیفیت را مدیریت نمایند، مشتریان را راضی نگاه دارند و با توان رقابتی باقی بمانند (بهنام اژدری و اختیارزاده،1390).
